X
تبلیغات
شیرین ِ تلخ

شیرین ِ تلخ

وقتی از پنجره دلت
به آسمون آبی خوبیهایت می نگرم
احساسی در درونم می گوید
کاش وسعت آبی لحظه هایت
مال من بود

نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1390ساعت 13:21 توسط رویا| |


روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری!

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی!

روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !

روز مادر یعنی بهانه  بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد

روز مادریعنی بهانه در آغوش کشیدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گفتن....       

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 20:2 توسط رویا| |

 

 

پدر وقتي كه ميايي  با طنين قدمهايت نواي محبت را به خانه مي آوري.

 

خنده نشسته بر لبانت


خستگي ات را پنهان مي كند.

 

 

مي دانم دلواپسي ، اما اميدوار به آينده مي نگري.


دلم مي خواهد

 

 كوير دستانت را با اشك چشمانم آبياري كنم

 

 و عصاي دستان مهربانت باشم

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:12 توسط رویا| |

وقتي كه ديگر نبود

                       من به بودنش نيازمند شدم

وقتي كه ديگر رفت

                        من در انتظار آمدنش نشستم

 وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد

                         من او  را دوست داشتم

وقتي كه او تمام كرد

                           من شروع كردم

وقتي او تمام شد

                           من آغاز شدم

وچه سخت است تنها متولد شدن

                            مثل تنها زندگي كردن

                                                                  مثل تنها مردن!

 

 

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 15:28 توسط رویا| |

 

سزاوار لطف بی‏پایان

 

 

خدایا، آن دم که تو را ندا می‏کنم، صدایم را بشنو و چون تو را می‏خوانم، پاسخم ده و چون با تو راز می‏گویم،

مرا دریاب که به سوی تو گریخته‏ام و پیش روی تو ایستاده‏ام. پریشان و گریان و امیدوار، چشم امید به سوی تو

 دوخته‏ام، به سوی تو که از درونم آگاهی و از راز دلم با خبری. خدایا، اگر من لایق رحمت تو نیستم، ولی تو

سزاوار لطف و کَرَم بی‏پایانی[؛ پس مرا از لطف و کَرَمت بی‏نصیب مساز، ای مهربان‏ترین].

 

پناه بی‏پناهی

 

 

خدایا، آن‏که به تو شهرت یابد، هرگز بی‏نام و نشان نگردد. آن که به تو پناه آوَرَد، هرگز خوار و زبون نماند و

 آن که تو به او روکُنی، بنده دیگری نشود. خدایا، آن که رو به سوی تو کند، نور یابد و آن که به تو پناه آورد،

پناه جوید. رحیما، من به درگاهت پناه آورده‏ام؛ پس ای مهربان، امیدم را ناامید مکن و از لطف و رأفتت محرومم

مدار.

تو را می‏خوانم

 

خدایا، اگر گناهانم مرا نزد تو خوار گردانیده، تو به خاطر حُسن اعتمادم به تو از من درگذر. مهربانا، اگر

عصیانم مرا از لطف و کرمت دور داشته، یقینم به تو، کَرَم و عطوفت تو را دریادم زنده می‏دارد. لطیفا، اگر

 خواب غفلت مرا از دیدار تو با زمی دارد، ایمان به مهر و بخشش‏ات بیدارم می‏دارد. خدایا، اگر عِقاب تو مرا به

 دوزخ می‏خوانَد، ثواب بی‏پایانت مرا به سوی بهشت دعوت می‏کند، پس ای مهربانْ تو را می‏خوانم، از تو

می‏خواهم، به درگاه تو ناله سر می‏دهم و رو به سوی تو می‏کنم. خدایا، از آنانم قرار ده که همواره در یاد تواند،

هرگز عهد تو را نمی‏شکنند و شکر تو را لحظه‏ای از یاد نمی‏برند.

 

مهربانا یاورم باش

 

 

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:36 توسط رویا| |

Design By : Night Melody